جعفر شهرى باف
500
طهران قديم ( فارسى )
غسل به دو گونه است ، يكى غسل ترتيبى كه ابتدا بايد سر و گردن را شست و سپس نيمهء سمت راست را و آخر نيمهء سمت چپ را تميز گردانيد كه در اين غسل پس از طهارت و دور كردن بدن از نجاست تنها ظرف آبى آن را كفايت مينمايد و دوم غسل ارتماسى كه بايد نيت كرد كه : غسل جنابت يا غسل . . . ميكنم ارتماسى و در آب فرو رفته « در حالى كه آب تمام بدن را احاطه كند » بيرون بيايد و شق سومى هم وسواسىها و عوام بر آن ميافزودند كه در آب كثير خزينه هم غسل ترتيبى ميكردند و بعضى جهت محكمكارى نه يك بار و دو بار بلكه ده و صد بار و فزونتر تا آنجا كه نفسشان به تنگى مىافتاد و بعضى را مانند مرده از آب مىكشيدند ! نيت كرده خود را در آب يك ور و دو ور كرده ، به جوانب مىافكندند و عدهاى كه گوئى آب اطراف خويشرا هم طاهر نمىدانستند و بارها از آب بيرون آمده بر روى سكوى كنار خزينه ايستاده لنگ را از خود كنار نگاه داشته نيت كرده به جوانب مىجهيدند و جالبتر از اين آنها كه انگشت به لنگ داشتن را نيز مفسد غسل دانسته عريان به خزينه ميپريدند و آلت و اسباب رنگارنگشان را كه نمايان ساختن آن خود گناه بدتر از جنابت داشت به نظر اين و آن ميرسانيدند ! و جالب اين گونه غسلكنندگان آن زمان بود كه جوانان و شوخطبعان سر به سر اين گونه وسواسىها گذاشته چنان كه عمل غسلشان به آخر ميرسيد با گفتن يك كلمهى « نشد » عملشان را خراب و كارشان را از سر ميساختند ! چهار غسل متصل دربارهء چهار غسل جنابت و مس ميت و جنب از حرام « 55 » و توبه اين واقعه كه تاجرى به نام حاجى قدير دختر خود را به شاگرد حجرهاش داده همه مخارج عقد
--> ( 55 ) . بعضى علما را فتوا بر اين بود كه جنب شدن از حرام را نيت جداگانه مىباشد و بايد لفظ « غسل ميكنم غسل جنب از حرام » را به زبان آورد . بعضى ديگر از اين بالاتر رفته براى جنب از حرام غسل توبه را نيز همراه ميدانستند . جنب از حرام عبارت است از جنابتى كه به صورت غير شرعى مانند لواط و زنا و غيره انجام شده باشد . در بعضى جنابتهاى حرام مانند لواط و زناى محسنه نيز عرق فاعل را نجس و خودش را واجب القتل و توبهاش را غير قابل قبول ميدانستند .